سفارش تبلیغ
صبا ویژن
بزودی فتنه هایی می آید که انسان، صبح با ایمان برمی خیزد و شب بی ایمان می گردد؛ جز آنکه خداوند او را با دانش زنده کرده است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
امروز: جمعه 103 فروردین 10

نام شعر :خون گریه زخم

نام شاعر : ساعد باقری

 

یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا
شعله از توست ، اگر گرم زبانی است مرا

 

به تماشای تن سوخته ات آمده ام
مرگ من باد که این گونه توانی است مرا

 

نه زخون گریه آن زخم ، گزیری ست تو را
نه از این گریه یکریز ، امانی است مرا


باورم نیست ، نگاه تو و این خاموشی؟
باز برگردش چشم تو گمانی است مرا


چه زنم لاف و رفاقت ؟ نه غمم چون غم توست
نه از آن گرم دلی هیچ نشانی است مرا

 

گو بسوزد تنه خشک مرا غم ، که به کف
برگ و باری نبود دیر زمانی است مرا

 

عرق شرم دلم بود که از چشمم ریخت!
ورنه برکشته تو گریه روا نیست مرا

 

منبع متن : iranpoetry.com
انتقادات و پیشنهاد های خود را به صورت نظر ارسال کنید تا بتونم وبلاگ رو بهترش کنم . ممنون


 نوشته شده توسط سید سروش موسوی در چهارشنبه 87/8/29 و ساعت 2:48 صبح | نظرات دیگران()
 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
تفالی به حضرت حافظ 2
ابن سیرین را خبر کن !
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد ...
آب را گل نکنیم ...
تفالی به حضرت حافظ
گزیده ای از آبی خاکستری سیاه
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم ...
سه رباعی
خون گریه زخم ...
بارانی ...
درآمد دفتر درفش کاویان
دوستی ...
وحدت
از تو عبور می کنم...
آقای نخست وزیر
[همه عناوین(22)]

 

 

بالا

طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

بالا